پنج شنبه, 23 آذر 1396 - Thursday, 14 December 2017
کد خبـر : 293
تاریخ انتشار: دوشنبه, ۰۹ مرداد ۱۳۹۶ ۱۱:۱۱
دسته: مقالات
پرینت
ایمیل

امام حسن مجتبی(علیه السلام) مصداقی برای آیه ۲۴ سوره سجده

امام حسن مجتبی(علیه السلام) مصداقی برای آیه ۲۴ سوره سجده

وَجَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَکانُوا بِآیاتِنا یُوقِنُونَ. (سجده/ ۲۴)

و از آنها (بنی اسرائیل) پیشوایانی برگزیدیم که به فرمان ما هدایت می کردند به خاطر اینکه صبر نمودند و به آیات ما یقین داشتند.

از حضرت امام حسین علیه السلام نقل شده است که در تفسیر این آیه فرمودند: “صبروا عن الدنیا”( تفسیر کشاف ج ۳ ص ۲۴۶)

یعنی: آنان چون بر دنیا صبر کردند به امامت و پیشوایی رسیدند.

طبق بیان علامه طباطبایی در المیزان عبارت “یهدون بامرنا” که بعد از کلمه “ائمه” آمده است برای تفسیر معنی “ائمه” است. یعنی امام کسی است که به اذن الله هدایت به امر دارد. و امامت یعنی هدایت به امر الهی.(المیزان ج ۱ ص ۴۱۰)

علامه طباطبایی می فرمایند: مراد از “امر” در “یهدون بامرنا” ، ملکوت است که وجه دیگری از خلقت است که ظاهر و مطهر از قیود زمان و مکان و خالی از تغییر و تبدیل است و غیر از وجود عینی اشیاء چیز دیگری نیست. (المیزان ج ۱ ص ۴۱۱)

امر در مقابل خلق یکی از دو وجه هر چیز است. خلق آن وجه از هر چیز است که محکوم به تغییر و تدریج و انطباق با قوانین حرکت و زمان است ولی امر در همان چیز محکوم به این احکام نیست. (المیزان ج ۱ ص ۴۱۱)

تفاوت میان هدایت امام با سایر هدایت ها:

امام هدایت کننده ای است که با امری ملکوتی که در اختیار دارد، هدایت می کند پس امامت از نظر باطن یک نحوه ولایتی است که امام در اعمال مردم دارد و هدایتش چون هدایت انبیاء و رسولان و مومنین، صرف راهنمایی از طریق نصیحت و موعظه حسنه و بالاخره صرف آدرس دادن نیست. بلکه هدایت امام دست خلق گرفتن و به راه حق رساندن است. (المیزان ج ۱ ص ۴۱۱)

یعنی هدایت امام از سنخ هدایت و نورانیت، به اذن الهی در جان انسان هدایت شونده است که ایجاد نور هدایت همان رسیدن به مقصد و آدرسی است که انبیاء با پند و موعظه حسنه و نصیحت آن را به مردم ابلاغ می کنند.

صببر و یقین سبب برای موهبت امامت.

قرآن کریم در آیه ۲۴ از سوره سجده سبب اعطای این موهبت الهی را به ائمه دو چیز معرفی می کند. یکی صبر و دیگری یقین  به آیات خداوند.

در این آیه صبر به طور مطلق ذکر شده است و درنتیجه می رساند که شایستگان مقام امامت در برابر تمامی صحنه هایی که برای آزمایششان پیش می آید ، تا مقام عبودیت و پایه بندگیشان روشن شود صبر می کنند در حالی که قبل از آن پیشآمد ها دارای یقین هم هستند.(المیزان ج ۱ ص ۴۱۲)

با مطالعه و بررسی سیره امام حسن مجتبی می بینیم این دو عنصر از برجستگی ویژه ای برخوردار است.

جلوه هایی از صبر امام حسن مجتبی

الف: صبر در تعاملات اجتماعی

داستان برخورد اهانت آمیز مرد شامی با امام حسن (علیه السلام) و پاسخ امام حسن (علیه السلام) به او نمونه بارزی از جلوه های صبر آن حضرت است. (داستان های بحار الانوار ج ۲ ص ۶۵)

یکی از غلامان امام حسن (علیه السلام) خلافی را مرتکب شد حضرت قصد داشت او را مجازات کند. غلام برای خلاصی از تنبیه این آیه(آیه ۱۳۴ آل عمران) را خواند و گفت:

سرورم ” الکاظمین الغیظ ” حضرت فرمود: خشم خودم را فرو خوردم.

غلام گفت: مولایم! ” والعافین عن الناس ” حضرت فرمود : از گناه تو درگذشتم.

غلام در آخر گفت : ” والله یحب المحسنین ” .

حضرت فرمود: تو را آزاد کردم و دو برابر آنچه پیشتر ، از من گرفتی برای تو مقرر می سازم. (داستان های بحار الانوار ج ۱ ص ۶۸)

خداوند تبارک و تعالی در آیه ۳۴-۳۵  سوره فصلت می فرماید: وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَهُ وَ لاَ السَّیِّئَهُ ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَهٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیمٌ**وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ(فصلت/۳۴و۳۵)

ب:صبر در حوزه مسائل سیاسی

– صبر بر بی وفایی اصحاب و رها ساختن امام حسن(علیه السلام) در دشوار ترین صحنه ها مانند پیوستن عبدالله بن عباس پیر عموی امام حسن (علیه السلام) به معاویه با دریافت مقدار زیادی پول.عبیدالله بن عباس کسی است که بسربن ارطاط در جلو چشمان او سر دوتا از پسر های او را برید.

– صبر بر طعنه و ملامت هایی که بعد از صلح با معاویه از مردم می شنید.

برخی از مردم به امام می گفتند: مُذِّل المؤمنین و برخی دیگر میگفتند : ای سیاه کننده چهره مؤمنین.

گاهی اوقات افراد عادی این جسارت ها را به امام می کنند این خیلی عجیب نیست ولی هنگامی که انسان روایات و تاریخ را مطالعه می کند می بیند کسانی چون حُجربن عُدیّ هم چنین جسارتهایی انجام داده اند که این بسیار جای تعجب دارد. حُجر یار باوفای امام حسن و از شجاع ترین فرماندهان اوست ولی به حضرت اینطور جسارت میکند.

یا مثلا صحابه بزرگواری بعد از صلح امام حسن (علیه السلام) از آن حضرت کناره گرفتند مانند جابربن عبدالله انصاری.

در تمام این موارد امام با مهربانی تمام پاسخ های آنان را می داد و می فرمود من خوار کننده مؤمنان نیستم، بلکه عزت دهنده مؤمنان می باشم.إنّما أرَدتُ الإبقاء علیهم. من میخواستم آنها را پا برجا کنم. در برخی ازجاها میفرمود: اگر این صلح واقع نمی شد معاویه مؤمنان را می کشت و هلاک می ساخت و این صلح از این کار او جلوگیری کرد. در برخی دیگر از موارد میفرمودند: جریان صلح کردن من مانند کارهای عجیبی است که حضرت خضر انجام داد و موسی(علیه السلام) چون به حکمت آنها آگاه نبود به حضرت خضر(علیه السلام) اعتراض نمود. یعنی مردم بعدا به فوائد این صلح آگاه می شوند و میفهمند که به صلاح آنها بوده است.

_صبر بر رفتار های زننده معاویه و عمال او نظیر سب امیرالمؤمنین بر منابر.

۲-جلوه های یقیین امام حسن مجتی(علیه السلام)

قرآن می فر ماید: کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ**لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ(تکاثر/۵و۶)

امام حسن در زمان خویش عابدترین ، زاهد ترین و برترین مردم به شمار می رفت. وقتی حج به جای می آورد بسیاری از اوقات پای برهنه می رفت.

هروقت به یاد مرگ می افتاد می گریست و اگر در حضورش از قبر سخن به میان می آمد گریان می شد. و چون به یاد قیامت و برانگیخته شدن در محشر می افتاد اشک میریخت و هرگاه به یاد حضور مردم برای حساب درپیشگاه خداوند می افتاد ناگهان فریاد می کشید و از شدت بیم و هراس از هوش می رفت و غش می کرد.

هرگاه برای نماز آماده می شد اعضایش از خوف خدا می لرزید و هروقت از بهشت و دوزخ سخن می گفت چون شخص مار گزیده مضطرب می شد آنگاه از خدا خواستار بهشت می شد و از آتش جهنم به او پناه می برد و چون آیه ی یا ایهاالذین آمنو را تلاوت میکرد می فرمود : لبیک اللهم لبیک هنگامی که مشغول وضو می شد اعضایش می لرزید و چهرۀ مبارکش زرد می گشت ، وقتی که می پرسیدند چرا چنین حالی پیدا مکنی ؟می فرمود: سزاوار است کسی که در مقابل پروردگار عرش می ایستد رنگش زرد و اعضای او دچار رعشه گردد.هر وقت به مسجد می رسید روی به آسمان می نمود ، عرض میکرد:بار خدایا! مهمان تو بر در خانه ات ایستاده است ای خدای بخشنده شخصی گناهکار پیش تو آمده ای خدای مهربان!از گناهان من بخاطر بزرگواریت در گذر!. (بحار الانوار ج۴۳/ص۳۳۹)

“به قلم حجت الاسلام گله گیری”

 

نظر شما؟  
+ 0
مخالفم + 0
Bookmark and Share
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نوشتن دیدگاه